خبر
اخبار جمع واژه خبر است. همچنین مطالبی که برای آگاهی مردم می‌گویند و می‌نویسند که می‌تواند به شکل اینترنتی منتشر شود (مانند گوگل نیوز) یا به شکل کاغذی که به آن روزنامه(یا هفته‌نامه و ماه‌نامه بستگی به بسامد انتشار دارد) گویند (مثلاً واشنگتن پست یا گاردین یا همشهری) و یا به شکل تلویزیونی که به آن شبکه خبری گویند (مانند بی‌بی‌سی یا شبکه خبر).






خبر

برای خبر تعاریف متفاوتی آورده شده است. اما معروف‌ترین جمله که به قدمت حرفه ژورنالیسم در تعریف وجود دارد این است که سگی انسان را گاز گرفت خبر نیست، اما انسانی سگ را گاز گرفت خبر است. این گفته، همانند بسیاری از گفته‌ها و ضرب المثل‌ها، به رغم کوتاه بودن اما در بین خبرنگاران جهان مشهوریت دارد. خبر رویدادی جدید است که جذابیت لازم را برای مخاطبان مورد نظر داشته باشد. بنابراین رویدادی که در یک شهر خبر محسوب می‌شود، در شهر دیگری ممکن است خبر نباشد.

اغلب متخصصان در این حوزه تعریفی برای آن ذکر کرده‌اند. برای نمونه اِولین وُوگ درباره تعریف خبر می‌گوید که خبر چیزی است که فردی بی تفاوت به دنیا بخواهد آن را بخواند و تنها زمانی خبر می‌شود که او آن را بخواند. بعد از آن ارزشی ندارد. یا آرتور مک ایون، سر دبیر سان فرانسیسکواگزمیز درباره خبر چنین تعریفی را می‌آورد: هر آنچه خواننده را به ُنچ ُنچ وا دارد خبر است.

برای خبر تعاریف بسیار دیگر آورده شده از جمله اینکه، خبر ماده اولیه روزنامه است. خبر باید فوری و پس از حادثه به جریان افتد، برای عموم جالب باشد، حاوی اطلاعات تازه باشد، خنثی نباشد و ادراکات فرهنگی جامعه خاص خود را منعکس کند.






تشریح خبر

خبر دربرگیرنده نکاتی است که بیشتر جنبه تازگی و نو بودن دارد و مردم را از حوادث و تحولاتی که به تازگی روی داده آگاه می‌سازد. اما لزوماً همیشه اینگونه نیست. برخی رویدادها در طول چند دهه بارها اتفاق می‌افتند و در اخبار منعکس می‌شوند و به ندرت توجهی برای تکرار و پخش آنها یافت می‌شود.

برخی معتقدند که هر چه در خبر رسانی ارزشها و دیدگاههای اقشار و طبقات بیشتری از شهروندان لحاظ شود، ما با سیستم خبری مسؤولانه تری در قبال شهروندان روبروییم. هربرت. ج. گنز در کتاب دموکراسی و خبر فاصله زیادی می‌بیند بین اوضاع کنونی خبر رسانی در جامعه آمریکا و مدل آرمانی‌اش که مبتنی است بر دموکراسی آرمانی شهروندان.






خبر خوب

برخی چنین می‌گویند که خبر خوب، خبری است که توسط مخاطب دیده شود، و بعد از خودنمایی، تاثیر گذار باشد. برای دیده شدن باید به فرم توجه کرد و برای تاثیرگذاری باید محتوا داشت. برای دیده شدن می‌توان به مواردی همچون یک تیتر جذاب یک شروع طلایی، یک ترکیب بندی و ساختار حرفه‌ای، یک تصویر مناسب و یک پایان موثر اشاره کرد.






ناگفته‌های پیشین، خبر

برخی رویدادهای خبری هم با آنکه مدت‌ها از زمان وقوعشان می‌گذرد، با افزودن مطالب ناگفته پیشین یا اطلاعات تازه‌ای که از آنها به دست آمده است، جنبه‌ای از تازگی می‌یابند. برای مثال به این بخش از یک رویداد خبری که ۵۶ سال پیش از وقوع آن گزارش شده است، تازه گی جدیدی در خبر دیده می‌شود. محتوای اسناد دولتی که در جریان تلاش مردی برای یافتن پدر گمشده اش فاش شد، نشان می‌دهد چگونه هزاران نظامی چینی که در جریان جنگ جهانی دوم در ارتش انگلیس خدمت می‌کردند، در جوی آکنده از نژادپرستی ضد شرقی مجبور شدند به کشورشان بازگردند.

همچنین یاسر عرفات که در اکتبر سال ۲۰۰۴ به شدت بیمار شد که بر اثر این بیماری فوت کرد. پس از چند سال نبش قبر عرفات در خصوص علت مرگش و ابهاماتی که ایجاد شده بود باعث ایجاد تازگی در خبر شد.






سبک ساعت شنی

سبک ساعت شنی را سبک خبرنویسی مدرن نیز نامگذاری می‌کنند. گفته می‌شود این سبک، سبکی است که به خوبی قادر است، سلیقه‌های گوناگون مخاطبان خبر را راضی نگه دارد.

ساعت شنی، مدل گسترش یافته سبک تلفیقی است، در این سبک، لید کمی مشروح‌تر، و کامل‌تر آورده می‌شود. در سبک تلفیقی قوانین کلمه شماری (۲۵ تا ۳۵ کلمه) را رعایت می‌کند، اما در سبک ساعت شنی ممکن است لید ۶۰ کلمه یا حتی بیشتر هم باشد، ممکن است یک لید از سه یا چهار پاراگراف تشکیل شود.

تفاوت دیگر، این‌که سبک ساعت شنی یک پازل سه تکه است. ابتدا درقسمت بالا، یک لید چند پاراگرافی که به سبک هرم وارونه تنظیم شده وجود دارد. در پایین یک هرم که داستان واقعه را به ترتیب تاریخی گزارش می‌کند، و در وسط یک جمله یا عبارت که هرم وارونه را به سبک هرم (ترتیبی) متصل می‌کند. به این جمله یا عبارت، جمله چرخشی می‌گویند.

می‌گویند که سبک ساعت شنی ابتدا به وسیله روی پیتر کلارک در ۱۹۸۳ بعد از اینکه او شروع به نوشتن چیزهای نو در روزنامه صبح خود کرد، نام گذاری شد.

ساختار ساعت شنی می‌تواند مانند هرم وارونه، مهمترین اطلاعات داستان را به شکل اخبار سخت در ابتدای مطلب جای دهد. سپس با یک عبارت چرخشی شما را وارد اصل داستان به شکل ترتیبی کند.






خبر محلی و سراسری
ارزش خبری

مناسب ترین زاویه دید از نظر مخاطب ارزش خبری است. در خبر باید بخشی برجسته شود که ارزش خبری بیشتری نسبت به باقی ارزش‌های خبری داشته باشد. عوامل مختلفی وجود دارد که نشان دهید یک رویداد ارزش خبری دارد یا خیر.
وجود اختلاف نظر و تقابل، بروز رویدادی غیر عادی، شخص، موسسه یا مکان مهم و برجسته‌ای که نامش برای مردم آشنا باشد، مجاورت، علاقه شخصی یا وقتی موضوعی ارتباط مستقیمی با مخاطب پیدا می‌کند، جذابیت انسانی، خطوط زمانی (موضوعی که تازه اتفاق افتاده و شروع به اتفاق افتادن کرده است)، تغییر، تاثیر مستقیم بر زندگی مخاطب، خشونت و درام از مواردی هستند که در مواقع خاص دارای ارزش خبری هستند. ارزش‌های خبری به هفت دسته تقسیم می‌شوند.

تازگی
مجاورت
در برگیری
شهرت
شگفتی
فراوانی و تعداد
تضاد، برخورد و درگیری که یک خبر می‌تواند یک یا حتی همه آن‌ها را داشته باشد.

تازگی بستگی دارد که خبر مناسبتی باشد یا نه اگر مناسبتی باشد در صورتی که از آن مناسبت زمان زیادی بگذرد دیگر ارزش خبری نخواد داشت.
مجاورت به معنای نزدیکی خبر به زندگی مردم باشد مثلاً ممکن است برای یک کشور که هیچگونه مناطق نفت خیزی وجود ندارد خبر افزایش قیمت نفت مهم نباشد.
در برگیری به دو صورت بیشتر قابل ملاحظه است قشری و جغرافیایی.

مثلاً خبر واکسیناسیون دانش آموزانی که تازه می‌خواهند وارد دبیرستان شوند برای دانش آموزان این سن و والدینشان بسیار مهم است اما برای یک فرد که مشکل او در جامعه بیکاری است اصلاً قابل توجه نیست.

شهرت وقتی خبر به دست آمده از یک شخص مشهور باشد مثل رئیس جمهور

باشد آن خبر را جالب می‌سازد یا مثل خداحافظی یک بازیکن خیلی معروف از تیم ملی آن کشور که جنجال آفرین است.

شگفتی وقتی ارزش خبری یک خبر را بالا می‌بردکه آن خبر یک تا کنون به وجود نیامده باشد دو خارج از تصور باشد سه بسیار کمیاب باشد چهار خلاقانه باشد.
فروانی و تعداد هنگامی به وجود می‌آید که در آن خبر آمار و ارقامی باشد چه زیاد چه کم چه عجیب چه معمول البته هر چه جالب تر باشد ارزش بیشتری دارد.
تضاد، برخورد و درگیری مثل سرکوب کردن مردم تظاهرات کننده علیه یک رژیم توسط نیروهای پلیس (برخورد)

یا در گیری دو مهمان در یک برنامه تلویزیونی زنده .(که شهرت هم به شمار می‌آید) تضاد مثل صدور اعلامیه علیه کشورهای دیگر.






رابطه خبر و منبع

هربرت گانز رابطه بین روزنامه نگار و منبع خبر را به رقص تانگو تشبیه می‌کند که یا منبع خبر این رابطه را هدایت می‌کند و یا روزنامه نگار؛ گانز معتقد است در اکثر مواقع هدایت‌گر این رابطه منبع خبر است. روزنامه نگار معمولاً تنها به سراغ تعداد محدودی از منابع خبری که در گذشته نیز در دسترس او بوده و آن‌ها را مناسب تشخیص می داده است، می‌رود و نسبت به سایر منابع خبری به شکلی منفعلانه عمل می‌کند. پژوهشگرانی دیگری همچون کارلسون (۲۰۰۹٬۲۰۱۱) نیز طی یک دهه اخیر با الهام گرفتن از نظریات هربرت گانز به بررسی رابطه بین روزنامه نگار و منبع پرداخته‌اند و این رابطه را پویا و داینامیک توصیف کرده‌اند. اما به نظر می‌رسد رابطه روزنامه نگار و منبع خبر تا حد زیادی متاثر از نظام هنجاری و مدیریت رسانه‌ای حاکم در هر کشور باشد. مطالعات و تحقیقات گانز، سیگال، کارلسون و سایرین در خصوص رابطه بین روزنامه نگار و منبع خبر در جوامع غربی بوده است و به نظر می‌رسد برای رسیدن به شناخت دقیق‌تری از رابطه بین منبع و روزنامه نگار در جوامع شرقی و در سایر نظام‌های هنجاری رسانه‌ای، پژوهش‌های بیشتری نیاز است.






نرم‌خبر

در فرهنگ روزنامه‌نگاری و ارتباطات، نرم‌خبر یکی از سبک‌های خبرنویسی است. نرم‌خبر، ماهیتی گزارش‌گونه دارد، و عمدتاً برای پوشش موضوعات مورد علاقهٔ انسانی در حوزهٔ عمومی به کار می‌رود. تمرکز نرم‌خبر، بیشتر بر روی سرگرمی یا آموزش است، و می‌تواند زبانی غیررسمی داشته باشد.

برای خبر نرم تعاریف متنوع وجود دارد. با این حال یکی از مشخصه معمولی آن عبارت است از "هر خبری که خبر سخت نباشد" (Davis 1996, 108-109). همچنین خبر سخت، با پوشش وقایع حال رهبران عالی‌مرتبه، مسائل بزرگ یا اغتشاشات مهم در جریان زندگی روزمره مثل زلزله یا سانحه هوایی شناخته می­شود(Smith 1985).

یکی از تفاوت‌ها بین خبر سخت و خبر نرم در لحن ارائه آن می­باشد. گزارش خبر سخت، واقعیت­هایی درباره رخدادها به مخاطب می­گوید سپس تصمیم‌گیری درباره اطلاعات را به خود مخاطب واگذار می­کند. برخی از نرم‌خبرها با رویدادهای جاری ارتباط دارند، اما این رویدادها آنی و مقطعی نیستند، و استمرار دارند (مثال: تغییر دیدگاه سیاسی در یک حزب بزرگ، پیدایش یک سبک موسیقی جدید و امثالهم). نرم‌خبر به خواننده نگاهی تحلیلی، منتقدانه، و پرسشگر می‌دهد، و در حیقیت، او را به تعقیب رویداد ترغیب می‌کند.
خبر کلامی

خبرهای کلامی به خبرهایی گویند که از گفته‌های چهره‌های خبرساز منشا می‌گیرند، نه از رویدادها یا تحول در رویدادها. در این دسته از خبرها پیامی که مربوط به وقوع رویدادی باشد، نمی‌توان یافت. هر چه هست نقل گفته‌ها است. به همین سبب بسیاری از صاحبنظران این خبرها را شبه خبر نامیده‌اند. این صاحبنظران استدلال می‌کنند که چون در متن این خبرها حتی به ارزش جدا شدن برگی از درخت رویداد و یا تحولی اتفاق نمی‌افتد، نمی‌توان این نقل‌ها را خبر نام نهاد. بنابر این در همه تعاریف خبر به روشنی یا به کنایه شرط اصلی برای خبر، وقوع یک رویداد یا بروز تحول در یک جریان خبری است.

خبر کلامی بیشتر در فضای بی‌اعتمادی میان مسئولان و رسانه‌ها (نمایندگان مردم) امکان گسترش می‌باید. به این معنا که در مجموعه بیشتر مسیر میان خبرسازان، به خبرنگار به رسانه و به مردم، ایستگاه خبرنگار حذف می‌شود. به همین دلیل نقش و کارکرد خبرنگاران و مهارت‌های حرفه‌ای آنان به تدریج زنگ می‌بازد و خبرهای رسمی و بدون خطر -و در نتیجه بدون جاذبه - رواج می‌یابد. چنان که خواهد آمد سایت‌های خبری پر تعداد که هر یک از سوی یک جریان سیاسی یا سازمان دولتی تامین مالی و حمایت می‌شوند، در گسترش این شیوه نقش دارند. کارکنان این سایت‌ها اغلب خبرهای خود را از طریق تماس‌های تلفنی با اشخاص شکل می‌دهند و تردید نباید کرد که گزینش مصاحبه شونده و نوع پرسش‌ها و پاسخ‌ها با جهان بینی آن سایت‌ها ربط مستقیم دارد.






انبوه‌سازی و خبر

اخبار مبتنی بر ارسالی‌های کاربران را انبوه سپاری در خبر می‌گویند. به دیگر سخن کاربران می‌نویسند کامنت می‌گذارند و رای می‌دهند در واقع به نوعی به معنای اجتماعی شدن خبر است، قابلیتی که ریشه در خصوصیت وب دارد و می‌توان گفت منطق اتاق خبر عصر وب است.






ارزش‌های خبری

ارزش‌های خبری ۷ مورد است شامل:

تازگی و نوبودن
شگفت انگیز بودن
بزرگی و فراوانی
برخورد (جنگ و درگیری)
مجاورت (جغرافیایی و معنوی)
دربرگیری
شهرت






نرم‌خبر

در فرهنگ روزنامه‌نگاری و ارتباطات، نرم‌خبر (به انگلیسی: Soft News) یکی از سبک‌های خبرنویسی است. نرم‌خبر، ماهیتی گزارش‌گونه دارد، و عمدتاً برای پوشش موضوعات مورد علاقهٔ انسانی در حوزهٔ عمومی به کار می‌رود. تمرکز نرم‌خبر، بیشتر بر روی سرگرمی یا آموزش است، و می‌تواند زبانی غیررسمی داشته باشد.

برخی از نرم‌خبرها با رویدادهای جاری ارتباط دارند، اما این رویدادها آنی و مقطعی نیستند، و استمرار دارند (مثال: تغییر دیدگاه سیاسی در یک حزب بزرگ، پیدایش یک سبک موسیقی جدید و امثالهم). نرم‌خبر به خواننده نگاهی تحلیلی، منتقدانه، و پرسشگر می‌دهد، و در حیقیت، او را به تعقیب رویداد ترغیب می‌کند.






ساختار دایره‌ای نرم‌خبر

نرم‌خبر ساختاری دایره‌ای دارد؛ یعنی خبر به جایی ختم می‌شود که لید آنرا آغاز کرده است. در این سبک خبری، برخلاف سبک هرم وارونه، از ارزش اطلاعات در سطور پایانی خبر، کاسته نمی‌شود.






عناصر خبری در نرم‌خبر

در این ساختار، وزن عنصر خبری «چرا؟» از بیشترین اهمیت برخوردار است، و خبرنگار با رجوع به منابع مختلف، در صدد پاسخگویی به همین «چرا» است.

خبرهای دایره‌ای، به غیر از پاسخگویی به مخاطب، پرسش‌زا هم هستند. این پرسش‌سازی‌ها عمدتاً برای ترغیب مخاطب به تعقیت رویداد صورت می‌گیرد. نرم‌خبر به خواننده می‌فهماند که خبر به پایان رسیده است، اما رویدادی که عامل نوشتن این خبر بوده، در جهان واقعی ادامه دارد و هنوز به پایان نرسیده است. نرم‌خبرها در اکثر مواقع با پرسش به پایان می‌رسند و یا با نقل‌قول و پیش‌بینی، خواننده را در تعلیق نگاه می‌دارند تا وادار به تعقیب خبر شود.





آزادی رسانه

آزادی رسانه و مطبوعات همانند یک ضمانت نامه از جانب دولت‌ها به رسانه های عمومی، در مقابل مواجهه با روندهای محدود کنندهٔ ابراز نظر در جوامع، می‌باشد که حقوق قانونی رسانه‌ها و همچنین مراجع رفع اختلاف بین رسانه‌ها و شاکیان را مشخص می‌کند. این حقوق در بسیاری از کشورها به صورت قانونی و در چهارچوب قوانین اساسی آن کشور تعبیه شده‌است تا از آزادی مطبوعات حمایت به عمل بیاید.

در رابطه با اطلاعات دولتی، هر کدام از دولت‌ها خود تصمیم می‌گیرند کدام منابع و مواد اطلاعاتی عمومی و یا حفاظت شده می‌باشند و نباید از جهت حساسیت عمومی و یا طبقه بندی شدگی، افشا گردد. بسیاری از دولت‌ها سعی در تسلط یافتن بر قوانین مهم و یا آزادی تبادل اطلاعات قانونی که برای تعریف حدود و ثقور علاقهٔ بین‌المللی کاربرد دارند، هستند تا از این طریق دید جهانی را منحرف کنند.






اصول و معیارهای اساسی

در کشورهای توسعه یافته آزادی مطبوعات و رسانه‌ها بر این امر تاکید می‌کند که تمام مردم حق ابراز نظر، گفتن و نوشتن در رسانه‌ها را دارا می‌باشند. اعلامیه جهانی حقوق بشر بر این امر تاکید می‌کند که هر کسی از نظر قانونی حق ابراز نظر دارد، این قانون مشتمل بر حق ابراز نظر بدون هیچ گونه مداخله از جانب دولت‌ها و یا ذی نفعان می‌باشد .

این دیدگاه به طور معمول با وسائل اطمینان دهندهٔ قانونی از تمام رده‌های مختلف آزادی برای تحقیقات علمی، انتشار، رسانه‌ها همراه می‌شود و در به تصویر کشیدن عمق قوانین مخل سیستم قضایی یک کشور که سعی در بر هم زدن آزادی قانونی رسانه‌ها دارد، می‌باشد. مفهوم آزادی بیان گاهی با وضع قوانین معالجاتی فردی و رسانه‌ای دروغین به عنوان آزادی مطبوعات، پوشانده می‌شوند.

سوای تعریف‌های قانونی کشورها، بسیاری از موسسه‌های غیر دولتی معیارها و اصول متفاوتی را برای قضاوت دربارهٔ میزان آزادی مطبوعات در سرتاسر جهان رعایت می‌کنند که شامل:

گزارشگران بدون مرز تعداد روزنامه نگارانی که کشته شده، مورد آزار قرارگرفته و یا حبس و زندانی شده‌اند را مورد بررسی قرار می‌دهد. این بررسی شامل میزان انحصار طلبی تلویزیون‌ها و رادیوها بعلاوهٔ سانسور و خود سانسوری رسانه‌ها و استقلال کلی رسانه‌های داخلی و یا برون مرزی در مواجهه با مشکلات ایجاد شده، نیز می‌باشد.
کمیته حمایت از روزنامه نگاران (CPJ) از ابزارهای روزنامه نگاری برای کمک به خبرنگاران استفاده می‌برد. این روند شامل دنبال کردن آزادی مطبوعات از طریق موضوعاتی مانند تحقیقات مستقل، ماموریت‌های حقیقت یابی و تماس مستقیم با موضوعات که شامل محل کار روزنامه نگاران سرتا سر جهان می‌باشد.

کمیته اطلاعاتش در رابطه با نقض پرونده‌های مربوط به روزنامه نگاران را با رسانه‌ها و مطبوعات آزاد سرتاسر جهان به اشتراک می‌گذارد تا از این طریق به مبارزه با بی عدالتی بپردازد. این کمیته همچنین پرونده‌های مرگ و زندانی شدن روزنامه نگاران را نیز دنبال می‌کند و کارکنان این کمیته با وضع معیارهای استوار برای هر کدام از پرونده‌ها مانند تحقیقات مستقل، تحقیق و حقیقت یابی به بررسی امور پشت پردهٔ هر کدام از قتل‌ها و یا زندانی شدن روزنامه نگاران می‌پردازند.

خانه آزادی نیز به تحقیق در رابطه با محیط‌های اقتصادی و سیاسی هر کدام از کشورها می‌پردازد تا بر اساس آن تعیین کند که آیا ارتباطات وابستهٔ موجود عملاً به محدود کردن آزادی رسانه‌ها منجر خواهد شد و یا نه. بنابراین مفهوم استقلال مطبوعات با مفهوم آزادی مطبوعات رابطهٔ تنگاتنگی دارد.







وضعیت آزادی رسانه در جهان

هر ساله، سازمان گزارشگران بدون مرز فهرستی را انتشار می‌دهند که کشورها را بر اساس میزان آزادی مطبوعات و رسانه‌ها رده بندی می‌کند، این رده بندی‌ها بر مبنای پاسخ‌های تحقیقاتی دریافتی از روزنامه نگاران عضو سازمان، متخصصان هر کدام از رشته‌های مربوط، حقوق دانان و فعالین حقوق بشر می‌باشند.

این تحقیقات به پرسشگری در مورد حمله مستقیم به روزنامه نگاران و رسانه‌ها بعلاوهٔ دیگر منابع غیر مستقیم برای فشار وارد کردن و محدود کردن رسانه‌ای آزاد برای افشای خبرها و نشر اطلاعات می‌باشد، می‌پردازند.

البته سازمان باید مراقب این باشد که فهرست‌های تهیه شده به میزان آزادی مطبوعات و رسانه‌ها بپردازد، نه به کیفیت کارهای خبرنگاری در کشورها و مناطق مختلف.

کشورهایی که حداکثر آزادی مطبوعات را رعایت می‌کنند در سال ۲۰۰۳ شامل فنلاند، ایسلند، هلند و نروژ می‌باشند. صرف نظر از کشورهای اشاره شده در بالا، در سال ۲۰۰۴ نیز کشورهای دانمارک، ایرلند، اسلواکی، سوییس در صدر جدول قرار گرفتند که به‌دنبال آنها نیوزیلند و لاتویا قرار گرفتند.
کشورهایی که حداقل آزادی مطبوعات را رعایت می‌کنند شامل کره شمالی، برمه، چین، ویتنام، نپال و ایران می‌باشند.






وضعیت آزادی مطبوعات در ایران

بدون ابزارهای قدرتمند مطبوعاتی و رسانه‌ای که به نوعی کنترل کنندهٔ فعالیت‌های جامعه هستند، یک کشور نمی‌تواند به حیات سالم خود ادامه دهد. پس از روی کار آمدن حکومت‌های خودکامه و ایدئولوژیست که چنگال قدرتشان را در تنهٔ تمام قوانین فرو می‌برند و از ایدئولوژی به عنوان ابزار و از مردم به عنوان برده برای بقای سیاسی خود استفاده می‌برند، حیات مطبوعات و سلامت افشا اطلاعات نیز در خطر می‌افتد و می‌توان گفت رسانه‌ها در چنین حکومت‌هایی از اولین هدفهایی می‌باشند که حکومت‌ها سعی در نابودی و یا سفارشی سازی آنها دارند.
در ایران نیز این سفارشی سازی در نبود احزاب آزاد و سازمانهای کنترل کننده به سرعت رنگی خشونت آمیز به خود گرفته و در دوره‌های مختلف تاریخی این کشور، ما شاهد تعطیلی روزنامه‌ها و به زندان افکندن و کشته شدن روزنامه نگاران فعال و مدافعین حقوق بشر بوده‌ایم. این‌ها در حالی است که در دو ماده از فصل سوم قانون مطبوعات ایران تصریح شده‌است که «در ایران مطبوعات حق دارند نظرات، انتقادهای سازنده، پیشنهادها، توضیحات مردم و مسولین را با رعایت موازین اسلامی و مصالح جامعه درج و به اطلاع عموم برسانند و همچنین هیچ مقام دولتی و غیردولتی حق ندارد برای چاپ مطلب و یا مقاله‌ای درصدد اعمال فشار بر مطبوعات برآید و یا به سانسور و کنترل نشریات مبادرت ورزد»

شرط همیشگی رعایت موازین اسلامی و مصالح جامعه که بیشتر قوانین ایران را دو پهلو و مبهم کرده‌است، در قانون مطبوعات نیز آمده‌است و از این طریق هر کدام از مسئولین می‌توانند بنا به موهومیت این گونه جملات هر گونه سوء استفاده را در لباس قانونی از تعبیر این قوانین ببرند.
براساس گزارش سازمان گزارشگران بدون مرز در سال ۲۰۰۷ آزادی مطبوعات در ایران در ردهٔ ۱۶۶ از میان ۱۶۹ کشور قرار گرفته‌است. این گزارش همچنین دربارهٔ ایران که رده ۱۶۶ از میان ۱۶۹ کشور بررسی شده را دارد می‌گوید که روزنامه‌نگاران ایرانی «با برخورد بسیار تهاجمی حکومتگران که اجازه بیان هیچ‌گونه انتقاد و یا خواست سیاسی و اجتماعی را نمی‌دهند، مواجه‌اند» .





اتاق خبر

اتاق خبر به مکان و مرکزی گفته می‌شود که در آن خبرنگارها-گزارشگرها، ویراستارها و تهیه‌کننده‌های تلویزیونی به همراه دیگر کارکنان مشغول به دریافت خبر برای نشر در روزنامهها، روزنامه‌های آنلاین و مجلهها و یا برای پخش در رادیو و یا تلویزیون می‌باشند.





اعلامیه مطبوعاتی

اِعلامیه مَطبوعاتی (که بسته به مورد، اطلاعیه مطبوعاتی و بیانیه مطبوعاتی هم نامیده می‌شود) گزارش، خبر یا بیانیه‌ای است که به‌صورت نوشته یا ضبط‌شده برای اعضاء رسانه‌های خبری فرستاده می‌شود و منظور از آن اعلان کردن مطلبی است که شخص فرستنده آن را دارای ارزش خبری می‌داند.

اعلامیه‌های مطبوعاتی معمولاً از طریق پست الکترونیکی، یا دورنگار به ویراستاران مربوطه در روزنامه‌ها، مجلات، ایستگاه‌های رادیویی یا تلویزیونی فرستاده می‌شود. گاه از فرستادن اعلامیه‌های مطبوعاتی برای اعلان کردن یک نشست خبری استفاده می‌شود.





خبرنگاری زرد

خبرنگاری زرد به خبرها و خبرنگارانی اطلاق می‌شود که پایشان را از اصول حرفه‌ای و اخلاقی روزنامه نگاری بیرون گذاشته و در مورد موضوعاتی مانند رسوایی و تهمت‌های جنسی، دلالی تهمت و شبهه وارد کردن به دیگران و یا دست آویز کردن موضوعات احساسی برای سوء استفاده بردن از آنها، اطلاق می‌گردد که به صورت نیمه تعریف شده‌ای توهین ناتمام (not quite libel) لقب گرفته‌است.

این واژه در عصر حکمفرمایی سرمایه داری ما بین دهه‌های ۱۹ و ۲۰ بین دو نفر از اصحاب مطبوعات رخ داد. این جنگ تیراژ، بین ژوزف پولیتزر مدیر روزنامه ی نیویورک وورلد و ویلیام راندالف هیسر مدیر روزنامه نیویورک ژورنال در طی سالهای ۱۸۹۸ تا ۱۸۹۵ رخ داد. منتقدین هر دو روزنامه را متهم می‌کردند که برای بالا بردن تیراژ روزنامه‌های خود دست به تحریف و احساسی کردن اخبار می‌زنند برای همین مطبوعات نیویورک واژهٔ «روزنامه نگاری مسخرهٔ زرد» را در سال ۱۸۹۷ برای این منظور در نظر گرفتند. این نام از یک کمیک استریپ مردمی که در آن زمان معروف شده بود و دو روزنامه را به صورت کاغذهایی زرد به تصویر می‌کشید، برگرفته شد.






سر منشا مقابلهٔ پولیتزر با هیسر

پولیتزر روزنامه وورلد (the World) را در سال ۱۸۸۳ پس از ایجاد روزنامه پست خانه سن لویس خرید. شروع کار ناشر با تصحیح انتشارات آلمانی زبان در سن لویس آغاز شده بود و بر اساس این پیش زمینه می‌دانست که بازار نو بنیادی است و سود آنچنانی را نصیب او نخواهد کرد. پولیتزر سعی کرد تا وورلد را به یک روزنامه سرگرم‌کننده تبدیل کند و صفحاتش را با عکس‌های متفاوت، بازی‌ها و مطالبی که خواننده را جذب خود می‌کردند پر کند بخصوص برای کسانی که انگلیسی زبان دوم آنها بود.
داستان‌های جنایی بسیاری از صفحه‌ها را پر می‌کرد و تیترهایی مانند «آیا او خودکشی کرد؟» و یا «فریاد بخشش» خوانندگان بی علاقه به خواندن را جذب خود می‌کرد. گذشته از این موارد پولیتزر برای هر نسخه از روزنامه‌اش تنها دو سنت می‌گرفت و هشت تا دوازده صفحه روزنامه دست مشتریان می‌داد و این در حالی بود که آن زمان روزنامه‌هایی به همین قیمت چهار برگ بیشتر نداشتند.

در آن زمان موضوعات احساسی بسیاری در جهان وجود داشت که آنها بی توجه به آنها بودند. پولیتزر عقیده داشت که از روزنامه‌ها می‌توان به عنوان ابزاری برای ارتقاء جامعه و قرار دادن جهان در شرایطی که ناچار به اصلاحات اجتماعی باشد. گرمای سال ۱۸۸۳ آمریکا خبرنگاران را برای نوشتن به آپارتمان‌های استیجاری منهتن متواری کرد و حاصل این متواری شدن شکل گیری داستان‌ها و گزارشات زیادی در مورد زندگی مخوف مهاجرین و هزینه‌هایی بود که بر آنها تحمیل گشته بود. سرتیتر این مقاله‌ها چیزهایی شبیه «چگونه بچه‌ها پخته می‌شوند»، «سرخ کردن بچه‌ها بر روی سقف» و «خط نعش کش‌ها» بود که منجر به بالا رفتن تیزاژ روزنامه شد و همچنین اصلاحاتی که پولیتزر در پی آنها بود را در پیش رویش بیشتر هویدا کرد.
تنها دو سال بعد، پولیتزر به قدرت رسید و روزنامه‌اش بیشترین تیراژ را در کل نیویورک به دست آورد البته نباید این را نیز از نظر دور داشت که در حزب دمکرات نیز دوستانی او را همراهی کردند. ناشرین قدیمی تر که از دیدن موفقیت‌های پولیتزر به خشم آمده بودند شروع به انتقاد از داستان‌های جنایی و گزارشهای روزنامه او کردند. این در حالی بود که پولیتزر می‌توانست به موضوعات جدی تر بپردازد (شیوه‌ای که فهم عمومی در مورد روزنامه نگاری زرد را تحت تاثیر قرار داد). روش پولیتزر تاثیر عمیقی در هیسر ایجاد کرد کسی که از طریق ارث مقدار زیادی پول به دست آورده بود. هیرس روزنامهٔ وورلد را هنگام دانشجویی اش در دانشگاه هارواد می‌خواند و همان زمان بود که مصمم شد تا روزنامه‌ای به مراتب بهتر از روزنامه وورلد را ایجاد کند.

روزنامه هیسر که اوایل به صورت آزمایشی بیرون می‌آمد نزدیک به ۲۴٪ از فضای خود را برای داستان‌های جنایی، داستان‌های تقدیم شده، نمایش نامه‌های اخلاقی و داستان‌های جنسی (البته بنا بر استانداردهای قرن ۲۰ ام) اختصاص داده بود. هیسر توان بلقوه‌ای در پرداخت دادن به کارهای جنایی چاپ شده در روزنامه‌اش داشت مانند داستان «گروه آدمکش‌ها» که او به خاطر بد رفتاری پلیس با روزنامه نگاران روزنامه، آن را به چاپ رسانید.

علارغم این گونه موضوعات روزنامهٔ او صفحاتش در مورد اخبار جهان را نیز افزایش می‌داد و همچنین روزنامه نگارانش را به نواحی اطراف و دیگر ایالت‌ها می‌فرستاد تا از فساد و بی کفایتی افراد دولتی و شهرداری‌ها اطلاعات جمع کنند. در یکی از گزارشات مشهور روزنامه، وینفرد (Winifred) سیاه پوست که از گزارشگران روزنامه بود در بیمارستان سان فرانسیسکو به عنوان بیمار پذیرفته شد و آن زمان بود که کشف کرد با زنان تهی دستی که برای معالجه به بیمارستان مراجعه می‌کردند با ظلم رفتار می‌شود. (تمام کارکنان بیمارستان فردای آن روز که روزنامه چاپ شد، از خشم برآشفتند)





روزنامه زنده

روزنامهٔ زنده (به انگلیسی: living newspaper) شکلی از نمایش تئاتری مستند است که در اوایل قرن بیستم پدید آمد و با مسائل روز جامعه سروکار دارد و براساس حقایق تاریخی مستند و طنز سیاسی پایه‌ریزی می‌شود؛ این نوع نمایش، مانند روزنامه که ستون‌های متفاوت دارد، از بخش‌های مجزا در کنار هم تشکیل شده است.

خاستگاه رونامه‌های زنده روسیه دوران انقلاب بلشوویک است.





روزنامه لاپارتی
ناصرالدین شاه در سفر اول خود به اروپا، هنگام بازگشت به ایران یک دستگاه چاپخانه سربی با حروف فارسی و لاتین خرید و به ایران فرستاد. این چاپخانه مدتی به علت نبودن سرپرست و حروفچین معطل ماند تا آنكه در سال ۱۲۹۲ هجری، بارون لویی دونرمان فرانسوی از ناصرالدین شاه امتیاز روزنامه لاپاتری را به زبان فرانسه گرفت و چاپخانه بدون استفاده به وسیله او به كار افتاد. بارون لویی دونرمان این روزنامه را با حال و هوای فکری خود و فضای باز کشورش و مبتنی بر تبلیغ آزادی بیان و لزوم آگاه شدن مردم نوشت که بارگاه استبدادی ناصرالدین حتی یک شماره اش را نیز تحمل نکرد و حقوق کامل موسیو دونرمان راپرداخت و راهی کشور خویش کرد.





روزنامه‌نگاری

خبرنگاری یا ژورنالیزم، رشته گردآوری، تجزیه و تحلیل، تایید و ارائه اخبار مربوط به حوادث جاری، روندها، مسائل و مردم است. افرادی را که به این حرفه اشتغال دارند خبرنگار می‌گویند.

از خبرنگاری خبر-محور، گاهی اوقات، تحت عنوانِ «نخستین پیش نویس تاریخ» (به گفته فیل گراهام) یاد می‌شود. چرا که خبرنگارها اغلب حوادث مهم را ثبت می‌کنند، و از این طریق در مهلتی اندک، مقالات خبری تولید می‌کنند. رسانه‌ها در حالی که تحت فشار هستند تا پیش از دیگران اخبار خود را منتشر کنند، با تکیه بر معیارهای دقت، کیفیت و سبک سازمان خود، معمولاً پیش از انتشار گزارش‌های خود، آنها را ویرایش و نمونه خوانی می‌کنند. بسیاری از سازمان‌های خبری، از اینکه مقامات و موسسات دولتی را پاسخگوی عموم می‌دانند، به خود افتخار می‌کنند. در حالیکه منتقدان مطبوعات، مسائلی در مورد مسئول بودن خود مطبوعات، مطرح کرده‌اند.
1:45 am
تلفن همراه

تلفن همراه وسیله ایست برای ارسال و دریافت تماس تلفنی از طریق ارتباط رادیویی در پهنای وسیع جغرافیایی. منظور از موبایل یا گوشی همراه یا تلفن سلولی وسیله‌ای است که برای اتصال به شبکهٔ تلفن همراه به کار می‌رود. این وسیله اولین بار توسط شرکت امریکایی موتورولا در تاریخ 3 آوریل 1973 با وزنی نزدیک به یک کیلوگرم تولید شد. موبایل نسل‌های گوناگونی دارد و توسط شرکت‌های سازنده گوناگونی تولید می‌شود و به فروش می‌رسد. برخی از شرکت‌های بزرگ تولیدکننده گوشی همراه در دنیا شامل نوکیا٬ سامسونگ الکترونیکس٬ ال‌جی الکترونیکس٬ موتورولا٬ سونی اریکسون٬ اپل و اچ‌تی‌سی هستند.





در تلفن‌های همراه به صورت معمول یک مجموعه نرم‌افزار یا سیستم‌عامل برای کنترل سخت‌افزار به کار می‌رود و برنامه‌های جانبی توسط سیستم‌عامل اجرا می‌شوند. از سیستم‌عامل‌های معروف برای تلفن همراه، می‌توان به سیستم‌عامل اندروید (android) و سیمبیان اشاره کرد. حذف شود.



معروف‌ترین سیستم‌عامل‌های تلفن همراه
Google Android
لینوکس
Palm OS
RIM Blackberry
Symbian OS
Windows Mobile
بادا bada
Firefox OS




مکینتاش
مکینتاش (به انگلیسی : Macintosh) یا (مک (Mac)) ساخته شرکت رایانه‌ای اپل است که مکینتاش اولیه در تاریخ ۲۴ ژانویه ۱۹۸۴ تولید شده‌است و اولین رایانه شخصی برای Graphical user interface (GUI) بود و در عوض استفاده از موشی با Command line interface کار می‌کند. در حال حاضر میزان تنوع مکینتاش اپل از مک کوچک (Mac mini) هست تا قویترین Serverها مثل Xserve که همگی ساخته شرکت اپل می‌باشد. مکینتاش اولیه از موتورولا ۶۸k که از خانواده ریزپردازنده‌ها هستند استفاده می‌کردند که بعداً تغییر کرد به موتورولا و آی‌بی‌ام پاور پیسی (Power PC). با حروف اختصاری Mac، محدوده‌ای از کامپیوترهای شخصی که توسط شرکت رایانه‌ای اپل در سال ۱۹۸۴ معرفی گردید. مکینتاش بر روی یک واسط گرافیکی کاربر معروف با استفاده آسان تأکید دارد که کامپیوترهای مبتنی بر مجموعه ریزپردازنده‌های ۶۸۰۰۰ موتورولا است.
تاریخچه
پروژه مکینتاش از اوایل سال ۱۹۷۹ به وسیله جف راسکین (جف راسکین) یک کارمند اپل آغاز شد. در سبتامبر ۱۹۷۹ راسکین مجاز شد تا روی پروژه کار کند و در آغاز به دنبال یک مهندس کامپیوتر رفت که بتواند یک شکل اولیه داشته باشند و بعد از چند سال راسکین توانست یک تیم برای ساخت اولین مکینتاش درست کنند که ازChris Espinosa

Joanna Hoffman
George Crow
Jerry Manock
Susan Kare
Andy Hertzfeld

تشکیل شده بودند. (البته کمی بعد راسکین برکنار شد و استیو جابز سرپرست این پروژه شد)

Mac OS که مخفف Macintosh Operating System است، نام تجاری یک سری از سیستم‌عامل‌های دارای واسط گرافیکی کاربر است که توسط شرکت Apple برای کامپیوترهای مکینتاش توسعه داده شده‌اند. سیستم‌عامل Mac عموماً به خاطر رابط گرافیکی خوب خود مشهور شده‌است. این سیستم‌عامل برای نخستین بار در سال ۱۹۸۴ با کامپیوتر Macintosh ۱۲۸K عرضه شد. نسخه‌های اولیه مک اواس تنها با کامپیوترهای مکینتاش که بر مبنای Motorola ۶۸۰۰۰ ساخته شده بودند، سازگار بودند در حالیکه نسخه‌های جدیدتر با کامپیوترهای PowerPC نیز سازگار شدند. اخیراً نیز سیستم‌عامل Mac OS X با کامپیوترهای Intel x۸۶ سازگار شده‌است. نسخه‌های مختلف مک اواس نخستین سیستم‌عامل مکینتاش شامل دو بخش نرم‌افزاری بود که با نام‌های "System"و "Finder" شناخته می‌شدند که هرکدام از این دو بخش دارای نسخه مخصوص به خود بودند. System ۷٫۵٫۱ نخستین نسخه‌ای بود که در آن آرم مک اواس یک قیافه خندان استفاده شده است؛ و نام مک اواس نیز برای اولین بار با Mac OS ۷٫۶ معرفی شد. سیستم‌عامل مک اواس را می‌توان به دو خانواده مختلف سیستم‌های عامل تقسیم کرد “Classic” Mac OS که شامل سیستم‌عامل عرضه شده در سال ۱۹۸۴ و نسخه‌های بعدی آن تا نسخه Mac OS ۹ می‌شود.Mac OS X (که حرف "X" معرف عدد رومی ۱۰ است) از اجزای Open Step (توابع API تعریف شده برای یک سیستم‌عامل شی گرا که هر سیستم‌عامل مدرنی آن را به عنوان بخشی از هسته خود دارد استفاده می‌کند. "Classic” Mac OSبا این ویژگی که در آن از خط فرمان استفاده نمی‌شود شناخته می‌شود. این سیستم‌عاملِ کاملاً گرافیکی بسیار مشابه سیستم‌عامل Commodore GEOS است. با وجود راحتی استفاده از آن، این سیستم‌عامل دارای کمبودها و نقایصی نیز بود.
کمبودها و نقایص این سیستم‌عامل
حالت تک پردازشی (البته در نسخه‌های اولیه این سیستم‌عامل) یا چند پردازشی اشتراکی (در نسخه‌های بعدی)، امکان مدیریت حافظه با مقدار محدود، عدم استفاده از حافظه حفاظت شده، و احتمال تداخل با نسخه‌های جدیدتر سیستم‌های عامل دیگری که قابلیت‌های جدیدی (نظیر استفاده از شبکه) را فراهم می‌کنند، از جمله کاستی‌های این سیستم‌عامل به حساب می‌آیند. نخستین سیستم فایل استفاده شده در مک اواس سیستم فایل مکینتاش (Macintosh File System (MFS)) بود که تنها امکان استفاده از یک سطح پوشه را فراهم می‌کرد. این سیستم فایل در نسخه‌های بعدی، با سیستم فایل Hierarchical File System (HFS) سیستم فایل سلسله مراتبی) که دارای ساختار درختی مدیریت فایل بود، جایگزین شد. در رابطه با سیستم فایل سیستم‌عامل مکینتاش باید به نکته مهمی اشاره کرد که آن را از سیستم‌های فایل دیگر سیستم‌عامل‌ها متمایز می‌کند. اکثر سیستم‌های فایل که توسط DOS، Unix یا دیگر سیستم‌عامل‌ها استفاده می‌شوند، به سادگی فایل را بصورت یک سری از بایت‌های پیوسته در نظر می‌گیرند بطوریکه هر فایل نیاز به برنامه‌ای دارد که تشخیص دهد آن فایل حاوی چه اطلاعاتی است. برخلاف این قاعده، MFS و HFS فایل را بصورت دو بخش مجزا (بخش داده و بخش منابع) در نظر می‌گیرند. بخش «داده» (Data) حاوی اطلاعات مشابه با سیستم‌عامل‌های دیگر است (مثلاً بخش داده می‌تواند حاوی متن یک سند یا اطلاعات یک فایل تصویری باشد). بخش «منابع»(Resource) شامل دیگر اطلاعات ساختاری مربوط به فایل (مانند تعاریف منوها، گرافیک، صدا، یا کدهای اجرایی) است. یک فایل ممکن است تنها شامل بخش منابع باشد (در حالی که بخش داده آن خالی است)، یا تنها شامل بخش داده باشد (در حالی که بخش منابع آن خالی است) و یا شامل هر دو بخش داده و منابع باشد. یک فایل متنی می‌تواند متن را در بخش داده فایل و اطلاعات مربوط به نوع فرمت و قالب بندی متن را در بخش منابع فایل ذخیره کند. این کار به این منظور انجام می‌شود که مثلاً اگر برنامه‌ای با فرمت قالب بندی متن آشنا نبود، حداقل قادر به خواندن خود متن باشد. از طرف دیگر، این تقسیم بندی باعث ناهماهنگی و عدم سازگاری با دیگر سیستم‌های عامل می‌شود؛ با کپی کردن یک فایل از سیستم فایل Mac به سیستم فایلی غیر از Mac بخش منابع فایل از دست می‌رود. در Mac OS X از ساختار مدیریت حافظه و چند پردازشی کنترل شده مشابه سیستم‌عامل Unix استفاده شده‌است. این سیستم‌عامل بر مبنای هسته Mach (Mach kernel) یک هسته کوچک سیستم‌عامل که در دانشگاه Carnegie Mellon در ایالت پنسیلوانیای آمریکا طی یک پروژه تحقیقاتی درباره محاسبات موازی و توزیع شده ایجاد شده‌است و نسخه BSD سیستم‌عامل Unix یک سیستم‌عامل شیءگرا که توسط Steve Jobs در شرکت NeXT ایجاد و توسعه داده شده‌است. سیستم مدیریت حافظه جدید اجازه اجرای برنامه‌های بیشتری را بطور هم‌زمان می‌دهد و از بسته شدن برنامه‌های دیگر در حال اجرا به علت crash کردن یک برنامه جلوگیری می‌کند. همچنین این سیستم‌عامل دومین سیستم‌عامل مکینتاش است که در آن خط فرمان نیز گنجانده شده‌است، هرچند که برای استفاده از این خط فرمان می‌بایست Terminal Emulator توسط کاربر اجرا شود سیستم‌عامل Mac OS دارای خط فرمان نبود و نخستین سیستم‌عامل مکینتاش که دارای خط فرمان بود، سیستم‌عامل A/UX است که توسعه آن متوقف شده‌است).مشکلات مختلفی باعث شده‌است که Mac OS X نسبت به Mac OS کمتر کاربرپسند باشد و کار با آن مشکل تر باشد. از جمله این عوامل نیاز به سخت‌افزار قوی تر برای اجرای سیستم‌عامل، عدم ارائه برخی قابلیت‌های سیستم‌عامل که در نسخه‌های قبلی وجود داشت، و برخی ناسازگاری‌های جدی با نسخه قبلی (زیرا درایورهای نوشته شده برای Mac OS سازگار با Mac OS X نیستند) است.
ساعت : 1:45 am | نویسنده : admin | مطلب قبلی | مطلب بعدی
دانلود موبایل | next page | next page